|
|
رویاهایتان را آشکار کنید. |
|
|
بیشتر ما یاد گرفته ایم که مدام در پی چیز بعدی و بعدی و بعدی باشیم و خود را متقاعد کرده ایم که شادی ما فقط در مقصد مطلوبمان قرار دارد. خودمان را در چرخه پایان ناپذیر خواستن و انتظار کشیدن گرفتار کرده ایم. وقتی برای خوشحال بودن و برای تجربه خوشی و نشاط و موفقیت در انتظار " آن روز که ..." هستیم ، در توهمی زندگی میکنیم که موجب دلمردگی ما شده است و توان لذت بردن از زندگی کنونی را از ما میگیرد. رؤیاها با رنگها و مزه های مختلف به سراغمان میآیند و بیشتر اوقات ما آنها را با هدف اشتباه میگیریم. "وقتی که عاقبت به ... برسم". "همین که این دوره ی ... بگذرد، رژیم میگیرم و به سلامتی ام توجه میکنم" و... این طرز فکر مارا دچار خشم و ناتوانی و نارضایتی مداوم میکند. فقط زمانی نیروی متعالی کردن زندگیمان را در اختیار خواهیم گرفت که رؤیاهایی که ما را در آرزوی و انتظار تغییر وضعیت نگاه داشته اند آشکار کنیم. از شما می خواهم که خوب نگاه کنید و ببینید منتظر چه هستید. کدام رؤیای "یک روز..." مدام شادی و رضایتتان را به تعویق می اندازد. اگر یکی یا بعضی از این عبارات برایتان آشناست احتمالا در رؤیایی گرفتار شده اید که امکان نشاط و موفقیتی را که شایسته آن هستید از شما میگیرد. برای آنکه فراسوی رؤیاهایتان بروید و واقعا زندگی رؤیایی خود را بیافرینید باید آنچیزی را که واقعا به دنبالش هستید آشکار کنید و ببینید که وقتی سرانجام به آرزوی خود برسید چه احساسی خواهید داشت. اگر در آرزوی شهرت هستید میخواهم بگویم که در واقع شما به دنبال شهرت نیستید بلکه خواهان احساسی هستید که فکر میکنید شهرت به شما میدهد. با جواب دادن به این سؤال که "وقتی بینهایت مشهور شوم چه احساسی خواهم داشت؟" متوجه میشوید که واقعا خواستار چه هستید. شاید احساس ارزشمند بودن ، قدرتمند بودن ، مهم یا خاص بودن برایتان مطلوب است. بسیاری را میشناسم که فکر میکنند اگر کمی پول بیشتر ، موفقیت یا شهرت یا هر چیز بیشتر دیگری داشته باشند خوشبختی را پیدا میکنند اما این یک خیال و یک توهم است! اما چطور میتوان به شادی دست یافت؟ فقط کافیست که خیالاتمان را تشخیص دهیم و از خودمان بپرسیم: اگر این اتفاق رخ دهد چه احساسی به من دست خواهد داد؟ بعد روند بخشیدن آن احساس به خودمان را آغاز کنیم و آن گام به راستی زندگی ما را متحول میکند. وقتی متعهد میشویم که به نیازهایمان رسیدگی کنیم و احساساتی را که آرزو داریم به خودمان ببخشیم معجزه حقیقی رخ میدهد و می بینیم که هر چیزی را که آرزومندش هستیم در دسترس ما قرار دارد ، آنگاه خواسته های ما واقعیتی میشود که میتوان مطالبه اش کرد البته به شرطی که حاضر باشیم کارهای لازم را انجام دهیم و مسؤلیت نیازهایمان را بپذیریم.
شرحی از زندگی خیالی موردنظرتان را که امیدوارید روزی به آن برسید بنویسید. خیالاتتان را تجزیه و تحلیل کنید تا تشخیص دهید که امیدوارید با تحقق آنها به چه احساسی دست پیدا کنید. بعد یک کار را مشخص کنید که با انجام دادنش بطور روزانه بتوانید همان احساسی را که دنبالش هستید در خودتان بوجود آورید. البته خودتان را متعهد کنید که صد در صد مسؤل آفرینش احساس مطلوبتان باشید. برگرفته از : بهترین سال زندگی ( دبی فورد ) |
||
|
2
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 18:1 توسط سپهری فر
|
|
||
|
|
بحر در کوزه نگنجد |
|
|
ظرف ادراک ما را اندازه ای است که به عنایت حق بسته است و به اعتقاد و همت ما ، که هر چقدر همت و اعتقاد سیر صعودی اش را طی کند ، عنایت حق نیز بیشتر شامل حال اهل عمل قرار میگیرد. "وان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم." سخن بی پایان است اما به قدر طالب فرود می آید. چون در خدمت عطار آمدی شکر بسیار است ، اما می بیند که سیم چند آوردی به قدر آن شکر دهد. سیم اینجا همت و اعتقاد است ؛ به قدر همت و اعتقاد سخن فرود آید. همچنین آدمی بیاید که او را در دریاها بس نکند و آدمی باشد که او را قطره ای بس باشد و زیاده از آن زیانش دارد و این تنها در عالم معنی و معلوم و حکمت نیست در همه چیز است. هر آنکه طاعت بیشتر کند و اطاعت خدای تعالی ، مزدش به تأخیر افتد اما این تأخیر را اجر و لذتی است که ارزش عاشق را می نمایاند و اینکه بوسه بر کاکل چنین خورشیدی ، جانت را می خواهد و نه هر مطاع بی ارزش دیگری را. حکایت آورده اند که حق تعالی میفرماید: "ای بنده من حاجت تو در حالت دعا و ناله زود برآوردمی اما در اجابت آن تأخیر می افتد تا بسیار بنالی که آواز و ناله تو مرا خوش آید ". بطور مثال دوگدا بر در شخصی آمدند ، یکی مطلوب و محبوب و دیگری عظیم و مغبوض . صاحب خانه گوید به غلام که زود و بی تأخیر به آن مغبوض نان پاره بده تا از در ما زود آواره شود و آن دیگر را که محبوب است وعده بده که هنوز نان نپخته اند، صبر کن تا نان برسد.
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 15:54 توسط سپهری فر
|
|
||
|
|
عشق تنها نیروی خلاق |
|
|
هر جا قدم میگذارید بذر عشق بپاشید و قبل از همه در خانه خودتان.به فرزندان خود ، به همسر خود ، به همسایه های خود ، به هموطنان خود ، به مردم دنیا عشق بورزید... نگذارید کسی از پیش شما برود مگر اینکه خوشتر و امیدوارتر از وقتی باشد که نزد شما می آید. حتضور زنده و مجسم محبت خدایی باشید. محبت را در لبخند ، در چهره ، در چشمها و در سلام گرم خود به دیگران پیشکش کنید. یک استاد جامعه شناس به همراه دانشجویانش به محله های فقیرنشین بالتیمور رفت تا در مورد ۲۰۰ نوجوان و زندگی و آینده آنها تحقیقی تاریخی انجام دهد. از دانشجویان خواسته شد ارزیابی خود را درباره تک تک این نوجوانها بنویسند. دانشجویان درباره همه آنها یک جمله را تکرار کردند : او شانسی برای موفقیت ندارد. ۲۵ سال بعد استاد جامعه شناسی دیگری به سراغ این تحقیق رفت. او از دانشجویان خواست دنباله این تحقیق را بگیرند و ببینند بر سر آن نوجوانها چه آمده است. ۲۰ تن از آنها از آن محله اسباب کشی کرده یا مرده بودند. از میان ۱۸۰ نفر باقیمانده ۱۷۶ نفر به موفقیتهای غیر عادی دست پیدا کرده بودند و وکیل ، پزشک و تاجرهای معتبری شده بودند. این جامعه شناس حیرت کرد و تصمیم گرفت در این باره تحقیقات بیشتری بکند و خوشبختانه توانست همه آن افراد را پیدا کرده و از تک تک آنها بپرسد که دلیل موفقیت شما چیست؟ آن معلم هنوز زنده بود. استاد او را که پیرزنی فرسوده ولی هنوز هوشمند و زیرک بود ، پیدا کرد تا از او فرمول معجزه گری را که از نوجوانهای محلات فقیر نشین انسانهای شایسته و موفقی ساخته بود ، بپرسد. چشمهای معلم پیر برقی زد و لبهایش به لبخندی عطوفت آمیز از هم گشوده شد. پاسخش بسیار ساده بود. او در کمال لطف و تواضع گفت: من عاشق بچه ها بودم. برگرفته از: روزنامه ایران/ ش: ۳۶۷۰
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 1:9 توسط سپهری فر
|
|
||
|
|
The Secret |
|
|
چند شب پیش شاهد پخش مجدد فیلم مستند راز (The Secret)محصول سال 2006 استرالیا از سینما و ماورا (شبکه چهارم سیما) بودیم. در این فیلم از رازی صحبت میشود که با عمل به آن میتوان دست به انجام کارهایی زد که شاید از نظر دیگران غیر ممکن به نظر برسد. خودتان را با آن چیزی که آرزو دارید تصور کنید. (تمام مذاهب ، فیلسوفان ، حکما و... نیز همین را گفته اند.) این راز میگوید چیزی وجود ندارد که شما نتوانید باشید یا انجام بدهید یا داشته باشید. هر چه بیشتر از این راز استفاده کنید بیشتر آن را درک میکنید. در این فیلم دکتر جان دمارتینی(فیلسوف)، دکتر فرد آن ولف (فیزیکدان کوانتوم) ، باب دویل (نویسنده) ، بیل هریس ( روانشناس) ، دکتر جان هگلین (فیزیکدان کوانتوم) ، جیمز آرتور ری (فیلسوف) ، نیل دونالد والش (نویسنده) و ... از این راز صحبت می کنند.
و اما آنچه در مورد این راز گفته میشود: همه ما با نیروی کاملاً یکسانی زندگی میکنیم. با یک قانون: قانون جاذبه. این قانون میگوید: هرچیزی را که وارد زندگیمان میشود را خودمان جذب کرده ایم.تمام چیزهایی را که در ذهنمان می گذرد را خودمان جذب میکنیم. قانون جاذبه اهمیتی نمیدهد که شما چه چیزی را میخواهید و چه چیزی را نمیخواهید. حتی وقتی به چیزی فکر میکنید یا نگاه میکنید که آن را نمیخواهید و با آن مخالفت میکنید آن را به طرف خودتان جذب میکنید. در آن موقع قانون جاذبه در حال عمل است. هر چیزی را چه ببینید چه به خاطر آورید و چه تصور کنید ، هر چیزی که روی آن متمرکز شوید را به سوی خود جذب میکنید. و هرگاه این تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریعتر خواهد بود. مراقبت از افکار کار سختی به نظر میرسد اما احساساتمان به ما کمک میکند که بفهمیم که به چه فکر میکنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این احساس خوب باعث میشود که جهتگیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم میزند. هر چه احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب میکنید که باعث میشود بالاتر و بالاتر بروید. به یک چیز زیبا فکر کنید. به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. وقتی نسبت به چیزی احساس عشق میکنید آن احساس اینقدر بزرگ است که میتواند برایتان خوشبختی را به ارمغان بیاورد. چرچیل: شما جهان خود را می سازید همانطور که در آن پیش میروید. زندگی می تواند کاملاً رؤیایی باشد و اینطور خواهد بود اگر شما از این راز استفاده کنید. جهان هستی مثل غول چراغ جادوست. غول چراغ جادو فقط میگوید: فرمانبردارم سرورم و همیشه فقط همین حرف را تکرار میکند. پس کافیست که شما فقط آن چیزی را که دوست دارید طلب کنید تا غول چراغ جادو به شما بگوید فرمانبردارم سرورم و خواسته تان را برآورده کند. پس اگر دانسته یا ندانسته در مورد چیزی که نمیخواهید یا دوست ندارید ، حرف بزنید یا گله و شکایت کنید یا احساس ناراحتی کنید غول چراغ جادو باز هم میگوید:فرمانبردارم سرورم و همان رابرایتان فراهم میکند. آرزو کن ، بطلب ، ایمان داشته باش ، دریافت کن. آن چیزی را که میخواهید طلب کنید.( اکثر ما به خودمان اجازه نمیدهیم آن چیزی را که واقعاً دلمان میخواهد طلب کنیم.) کائنات به افکارشما پاسخ میدهد. برای دریافت شما باید خودتان را با آن چیزی که میخواهید همجهت کنید یعنی قدردان باشید و برای دریافت آن شور و اشتیاق داشته باشید. اکثر افراد افکارشان را به عکس العمل نشان دادن به چیزی که وجود دارد صرف میکنند.(اگر به آن چیزی که هست نگاه کنید و حتی اگر آن را نخواهید یا از آن ناراضی باشید)و به آن فکر کنید، قانون جاذبه دوباره همان چیز را به شما میدهد. بودا: هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم. اگر به جای شکایت برای چیزهایی که دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا میکنید و این باعث جذب چیزهای بهتری به سمتتان میشود. وقتی چیزی را تجسم میکنید آن را پدید می آورید. پس موقع تجسم همیشه روی نتیجه پایانی متمرکز شوید. وقتی خود را در موقعیتی که دوست دارید تصور میکنید ، دیگر احساس نمیکنید که به آن چیز نیاز دارید بلکه احساس میکنید که آن چیز را دارید و آن احساس باعث مشود که کائنات همان موقعیت را برایتان پدید آورد. اگر به دنبال حس لذت درونی ، بینش درونی و آرامش درونی بروید بقیه چیزها برایتان پدیدار میشود. شما تنها کسی هستید که زندگیتان را می آفرینید چون هیچ کس دیگر نمیتواند برای شما فکر کند.این کار تحت کنترل خود شماست. اگر چیزی را که می بینید ٬ میخواهید در مورد آن بنویسید ، راجع به آن با دیگران حرف بزنید ، به آن فکر کنید و روی آن تمرکز کنید ولی اگر آنرا نمیخواهید در موردش با کسی حرف نزنید ، توجهتان را منحرف کنید. کارل لی یونگ: با هر چه مقابله کنید ایستادگی میکند. منابع بیشتری از آنچه که ما بخواهیم وجود دارد. بیشتر از آن چیزی که تصور کنیم خوبی ، عشق ، لذت و... هست که به همه برسد. اگر میگوییم دچار کمبودیم به خاطر آن است که بینش خود را گسترش نمیدهیم. اگر جز بهترین را نپذیرید اغلب اوقات همان بهترین را دریافت میکنید. آیا نتایجی را که به حال گرفته اید شایسته شما هستند؟ هنری فورد: چه فکر کنید که میتوانید و چه نمیتوانید در هر صورت حق با شماست. ما منبع بی پایانی هستیم از احتمالات قابل ظهور و قدرت خداگونه ای برای عینیت بخشیدن به خواسته هایمان داریم. هدف اصلی زندگی احساس و تجربه لذت است. شادی درونی جوهره موفقیت است. به دنبال خوشی خودتان بروید. خودتان را با چیزهایی که آرزو دارید تصور کنید. دوک النیگتون: اگر چیزی دلم را نلرزاند هدفم نیست. تصمیم بگیرید که چه میخواهید بعد روی آن تمرکز کنید. این فرآیند خلقت است. از لحظه ای که شروع میکنید به درست فکر کردن چیزی وجود دارد که شما را هدایت میکند و جهت را نشان میدهد. بخواهید بهترین باشید. با لذت زندگی کنید. هیچ چیز از گذشته شما نمیتواند حق ویژه زندگی شاد شما را انکار کند و هیچ چیز در آینده نمیتواند به غیر از لذت و شادی را برایتان به ارمغان بیاورد. یاد بگیرید فقط عالیترینها و بهترین ها را در تجارب و امور روزمره پیدا کنید. آنها را بارور کنید ، در موردشان فکر کنید بعد منتظر ادامه و وقوع آنها باشید. چیزی نیست که شما بخواهید انجام بدهید بجز همان چیزی که خودتان میخواهید انجام بدهید.
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 1:26 توسط سپهری فر
|
|
||
|
|
سال نو مبارک... |
|
|
نگاه مثبت و منفی به محرکهای محیطی پیش از آنکه زاییده خود محرک باشد ، زاییده ویژگیهای ذهنی انسان است. لذا شاید بسیاری از محرکهای اطرافمان از نظر مثبت یا منفی بودن ، خنثی باشند. این ویژگیهای شخصی ماست که آنها را به صورت مثبت یا منفی می بینند. یکی از ویژگیهای اصلی اغلب افراد منفی نگر ، منفعل بودن آنها در برابر رویدادهایی جامعه است. یعنی علیرغم نق زدنهای دائمی، هیچ گام مثبتی در جهت ارتقای خود و جامعه بر نمیدارند. حتی بدتر از ان جامعه را متهم میکنند که سد راه موفقیت آنها هستند. قصد نفی وجود مشکلات و موانع را ندارم.اما میتوان به این موانع به چشم یک فرصت نگاه کرد ، فرصتی برای رشد و موفقیت. همانطور که اشاره کردم بدبینی و خوشبینی بیشتر به منش انسانها وابسته است و لذا طبیعی است که انسانهای منفی نگر بهار و زیبایی های آن را نادیده انگاشته و تنها به نیمه خالی لیوان چشم میدوزند و اگر این نگرش را بای خود نگه میداشتند که چندان مسأله ای نبود! فضای ذهنی دیگران را هم غبار آلود میسازند و در تاکسی و اتوبوس و مغازه مدام از بی عدالتی ها شکایت میکنند!! به یاد جمله ای از یکی از نویسندگان بزرگ افتادم که " ویژگی مشترک همه انسانهای موفق مثبت نگری است " یعنی چه بسا دیدن زیباییهای بهار و به جنگ فقر و نداری نرفتن. میگویند چگونه؟ ما که سرمایه ای نداریم. کاری از دستمان برنمیاید.( دقت کنید باز هم همان نگرش منفی) اگر تلاش کنی و وضعیت معیشتی خود و یکی دو نفر از اطرافیانت را ارتقاء بدهی. اگر خود را مسئول پیشرفت خودت بدانی و انتظار نداشته باشی بی هیچ رنج و زحمتی پولی از آسمان ( از قرعه کشی فلان بانک یا شرکت و...) به تو برسد. اگر فراموش نکنی در دنیا باید به دانش و هنر و تکنیک (کارهای فنی و ورزش و آشپزی و ...) مسلح بود ، آنوقت است که به جای لعنت فرستادن به تاریکی ، شمعی روشن کرده ای... راستی سال نو را هم به شما تبریک میگویم. به امید آنه هر روز شمعتان پر فروغ تر باشد.
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 12:34 توسط سپهری فر
|
|
||