تبليغاتX
موفقیت
در تكاپو...
در تكاپو ...

تا بهتر از آن باشيم كه هستيم .

بهتر از اين شيوه اي براي زيستن نيست .

                                                                   سقراط

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 10:8  توسط سپهری فر  | 

همانگونه كه ديگري نمي تواند بگويد،

 كه چگونه احساسي نسبت به غروب زيباي خورشيد داشته باشي،

همانگونه نيز ديگري نمي تواند بگويد، كه چگونه زندگي كني.

        تو آن هنرمندي

                       كه بايد با دستهاي خود تنديس تجربه ها را تراش دهي.

                                                                                                       سوزان استازوسكي

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 10:2  توسط سپهری فر  | 

سهم شما از توانگري

اصل كلي حيات مي گويد: براي برآوردن آرزوهايتان بايد در دنياي درون جستجو كنيد . اگر دنبال ثروت هستيد ، انتظار نداشته باشيد كه توانگري از دنياي ديگر ناگهان از راه برسد . جهان لبريز از ثروت و فراواني است و شما بر حسب اعتقاد و انتظارتان از آن خوان گسترده بهره ميبريد.

علت اصلي اين كه جماعت بسياري در زندگي در جا مي زنند اين نيست كه توانايي و مهارت لازم براي انجام كار را ندارند بلكه آنان خود را دست كم مي گيرند و خود را براي رسيدن به درجات بالاتر شايسته و برازنده نمي دانند. پيشرفت و كاميابي صرفا" به اين نيست كه شخص به امكانات و فرصت هاي متفاوت دسترسي داشته باشد ، بلكه آنچه اهميت داردمناعت طبع و حس خويشتن دوستي است ، چون تنها كساني از فرصت ها بهره مي برند كه خود را شايسته احراز آنها بدانند.بنابراين فقط كافي است به آنچه در آرزويش هستيد ، اعتقاد داشته باشيد و خود را سزاوار آن بدانيد. 

                                                                                                                      وين داير

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 9:21  توسط سپهری فر  | 

شهامت تلاش در راه باورت

آفتاب به آفتاب ، ساليان سال ، دشوار خواهد بود ،

ولي پاداشي ارزشمند در پي دارد.

...پس كمال خويش را بجوي

                        و به تمامي ، آن باش .

                                                                         وي ساكوملين

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 9:51  توسط سپهری فر  | 

زندگی...
خدایا
به من زیستی عطا کن که در لحظه مرگ
بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم
و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم
بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم
اما آنچنان که تو دوست داری
چگونه زیستن را تو به من بیاموز
چگونه مردن را خود خواهم آموخت

دکتر علی شریعتی

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1384ساعت 13:6  توسط سپهری فر  | 

همواره بهار را به ياد آور

خردمند پيري در دشتي پوشيده از برف قدم مي زد، كه به زن گرياني رسيد ،از او علت گريه اش را پرسيد، زن پاسخ داد: وقتي به زندگي ام فكر مي كنم به جواني و زيبايي ام كه در آينه مي ديدم احساس مي كنم كه خداوند بي رحم است كه قدرت حافظه را به انسان بخشيده است زيرا او مي دانست كه من بهار عمرم را به ياد مي آورم و مي گريم . مرد خردمند در دشت پوشيده از برف به نقطه اي خيره شد و به فكر فرو رفت . زن از او پرسيد : در آنجا چه مي بيني؟ خردمند گفت: دشتي پر از گل سرخ . خداوند آنگاه كه قدرت حافظه را به من مي بخشيد بسيار سخاوتمند بود ، چون مي دانست كه در زمستان هم مي توانم همواره بهار را به ياد بياورم و لبخند بزنم .

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 15:26  توسط سپهری فر  | 

موفقیت را با زندگیتان بیامیزید

براي دستيابي به موفقيت و كاميابي بايد خودتان را فراموش كنيد و فكرتان اين نباشد كه سهمتان از اين تلاش چيست، بلكه بايد خشنود و شادمان و با روحيه اي قوي و بدون ترديد در جهت آرزوهاي خود گام برداريد تا بتوانيد زندگي را همانطور كه دوست داريد بسازيد . آنگاه شاهد خواهيد بود كه موفقيت بيش از آنچه تصورش را مي كنيد به دنبال شما خواهد آمد .

"مي گويند روزي بچه گربه اي در يك كوچه به اين طرف و آن طرف مي پريد تا دم خود را بگيرد ، گربه اي ديگر به او نزديك شد و علت كارش را پرسيد. بچه گربه گفت : در درس فلسفه مدرسه ياد گرفتم كه مهمترين چيز براي يك گربه شادماني است و اين شادماني در دم گربه وجود دارد بنابراين من اگر بتوانم دم خود را بگيرم براي هميشه شادمان خواهم بود . گربه ديگر گفت: من فرصت نداشته ام كه به مدرسه بروم، ولي من هم اين واقعيت را فهميده ام اما تفاوت آنچيزي كه تو ياد گرفتي با آن چيزي كه من تجربه كردم اين است كه من نيز به اين واقعيت پي برده ام كه اگر با اطمينان در مسير اهداف خودت پيش بروي، هرجا كه بروي شادماني دنبال تو مي آيد."                                                                               

                                                                                                                   وين داير

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 15:5  توسط سپهری فر  | 

تلاش بي پايان

من معتقدم زندگي به طور پيوسته ميزان تعهدمان نسبت به اهدافمان را مي سنجد و بزرگترين موهبتهاي زندگي نصيب كساني مي شود كه تا هنگام نيل به اهداف تلاش بي پاياني از خود به نمايش مي گذارند .اين درجه از تلاش مي تواند كوه ها را جا به جا كند ولي حتما" مي بايست مداوم و پايدار باشد اين نكته وجه افتراق افرادي است كه  زنده به آرزوهايشان هستند و آنهايي كه در حسرت و غم زندگي مي كنند .

                                                                                                              آنتوني رابينز

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 14:34  توسط سپهری فر  | 

مانع

در زمان هاي گذشته ، پادشاهي تخته سنگي را در وسط جاده قرار داد و براي اينكه عكس العمل مردم را ببيند ، خودش را جايي مخفي كرد . بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند . بسياري هم غرولند مي كردند كه اين چه شهري است كه نظم ندارد و حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است .
با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط راه بر نمي داشت . نزديك غروب ، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد . بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي كه بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد . ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد .
پادشاه در آن يادداشت نوشته بود :
هر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسانها باشد .

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1384ساعت 13:48  توسط سپهری فر  | 

امور را به حال خود واگذاريد .

قلبتان همه روزه هزاران بار مي تپد ، بدون آنكه شما نقشي در تپيدن آن داشته باشيد . سيستم پيچيده بدنتان به تبعيت از قوانين هستي مشغول است . همان قوانيني كه قلبتان را به تپش آورده از ساير جوانب زندگيتان نيز مراقبت لازم را به عمل خواهد آورد . همه چيز در دنيا كامل و بدون عيب است . حتي فقر و گرسنگي و بيماريها بخشي از روند تكامل جهان را تشكيل مي دهند و رنج و عذاب ما براي پايان دادن به دردها بخشي از تكامل جهان است .
پس بر خود سخت نگيريد و زورق زندگي خود را به دست امواج شگرف هستي بسپاريد و بگذاريد تا هوش كيهاني خود از جزئيات آن مراقبت لازم را به عمل آورد .

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1384ساعت 22:17  توسط سپهری فر  | 

موسيقي در نيمه شب

جرج هربرت شاعر بزرگ انگليسي ، وقتي عازم يك كنسرت بود به دوره گرد بيچاره اي برخورد كردكه اسبش زير فشار بار سنگين از پا در آمده بود . هربرت با دلسوزي به مرد دوره گرد كمك كرد تا بار اسب را تخليه كند . در اين ميان لباس رسمي شاعر كثيف و گل آلود شد . زماني كه او به كنسرت رسيد ، دوستانش از ديدن سر و وضع و لباسهاي به هم ريخته اش مبهوت شدند و هنگامي كه هربرت علت را به آنها توضيح داد زبان به اعتراض گشودند :« چطور مي تواني چنين كارهايي را كه در شأن تو نيست انجام دهي ؟! »
شاعر نامي پاسخ داد : آنچه انجام دادم هميشه با من خواهد ماند و همچون آواي يك موسيقي دلپذير در نيمه شب است ، اما اگر كاري نمي كردم صداي يك نت ناساز همواره مرا همراهي مي كرد .

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1384ساعت 22:5  توسط سپهری فر  | 

آغازین مطلب
خداوندا!


آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم


و شهامتی تا تغییر دهم آنچه را که می توانم


و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم.

2 نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 12:57  توسط سپهری فر  |