تبليغاتX
موفقیت
نه اصل معنوی

۱- از والاترین بخش وجود خود آگاه شوید.این آگاهی به شما کمک می کند تا خود را بسیار فراتر از کالبد فیزیکی بدانید.

۲- خود را باور کنید تا به عقل و خردی که شما را آفرید نیز ایمان بیاورید.اصل دوم شما را در جایگاه انسانی که با نیروی جهانی خداوند یکسان و یگانه است تثبیت می کند.

۳- بدانید که شما بسیار فراتر از موجودی زنده در محیط هستید . شما جزو جدایی ناپذیر محیط هستید.بر اساس این اصل هیچگونه جدایی بین شما و آنچه در خارج از وجودتان در دنیای مادی یافت می شود وجود ندارد.

۴- بدانید که می توانید خواسته ها و آرزوهایتان را بسوی خود جذب کنید.اصل چهارم ٬ قدرت شما را برای جذب آن چه از قبل با آن اتصال داشته اید نشان می دهد.

۵- به شایستگی خود برای دریافت خواسته هایتان افتخار کنید.اصل پنجم نشان می دهد که شما شایسته دریافت تمام چیزهایی هستید که به زندگی خود جذب کرده اید.

۶- با عشقی بی قید و شرط به منبع الهی خود بپیوندید.اصل ششم نوعی آگاهی می آفریند تا به اهمیت پذیرش تجلی خواسته ها به همراه عشقی بی قید و شرط پی ببرید.

۷- با صدای خلقت مراقبه کنید.اصل هفتم ابزارهایی را در اختیارتان قرار می دهد تا ارتعاش وجود خود را با ارتعاش صداهایی که در جهان خلقت یافت میشوند هماهنگ کنید.

۸- صبورانه نسبت به عاقبت کار و چگونگی تجلی خواسته هایتان بی تفاوت باشید.اصل هشتم تاکید می کند که باید خواسته هایتان را بطلبید٬اما نسبت به چگونگی تجلی و زمان انجام آنها بی نهایت شکیبا باشید.

۹- به هنگام تجلی خواسته هایتان با سپاسگزاری و سخاوت واکنش نشان دهید.اصل نهم یادآوری می کند که به هنگام متجلی شدن خواسته هایتان ٬ مهار منیت و خود پرستی و سپاسگزاری و خدمت به دیگران اهمیت بسیاری دارد.

                                                          مراقبه روشی برای ارتباط آگاهانه با خدا (وین دایر)

 

                                                 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 11:55  توسط سپهری فر  | 

تلاشی دیگر

رابرت فراست٬ یکی از بزرگترین شاعرانی که آمریکا به عرصه ادبی جهان عرضه داشته٬ بیست سال تمام بدون هیچ موفقیت و شهرتی سخت کار کرد. او قبل از آنکه جلدی از اشعارش به فروش برود٬ ۳۹سال داشت. امروز اشعار او به ۲۲ زبان زنده دنیا ترجمه و چاپ شده است. او شاعری است که ۴ بار مفتخر به دریافت جایزه پولیتزر شد.

آلبرت اینشتین٬ دانشمندی که بنا به گفته جهانیان باهوش ترین فرد روی زمین بوده٬ گفته است:" من ماهها و سالها فکر میکنم و فکر میکنم. ۹۹ بار استنتاجاتم نادرست هستند و در صدمین بار است که حق با من است. "

موقعی که لوسیانو پاواروتی از دانشگاه فارغ التحصیل شد، دقیقاً نمیدانست که معلم باقی بماند یا اینکه به کار خوانندگی حرفه ای روی آورد. پدرش به او گفت: " لوسیانو! اگر سعی کنی که روی دو تا صندلی بنشینی ، از وسط آنها خواهی افتاد . تو باید یک صندلی انتخاب کنی." پاواروتی معلمی را رها کرد و خوانندگی را انتخاب کرد.او پس از هفت سال مطالعه و نومیدی بود که در نخستین برنامه حرفه ای خود ظاهر شد و مجدداْ پس از هفت سال تلاش دیگر بود که به اپرای متروپلیتن راه یافت. او صندلی خود را انتخاب کرده بود و موفق هم شده بود.

سردبیر روزنامه ای٬ والت دیسنی را بخاطر فقدان قوه تخیل از کار برکنار کرد. والت دیسنی از نخستین شکستهای خود چنین یاد می کرد : " هنگامی که تقریباْ ۲۱ ساله بودم برای نخستین بار مفلس و ورشکسته شدم. روی بالشهای درست شده از یک نیمکت قدیمی می خوابیدم و کنسرو سرد لوبیا می خوردم.

گریگور مندل گیاه شناس اتریشی ٬ کسی که آزمایش و تجارب او با نخود فرنگی منجر به پیدایش علم جدید ژنتیک گردید٬ هرگز موفق نشد امتحانات گزینش معلمی را پشت سر گذارد و معلم علوم دبیرستان بشود.او در درس زیست شناسی مردود شد.

هنری فورد: شکست فرصتی است برای شروع دوباره با هوشیاری بیشتر.

                                                                           برگرفته از کتاب: سوپ جوجه برای روح

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 14:2  توسط سپهری فر  | 

گستره بینش انسان

اغلب مردم فقط مردم به چیزی باور دارند که به عیان می بینند. خیلی از پدیده های طبیعی و غیر طبیعی مثل باد و جریان برق را نمیتوان با حواس مادی تجربه کرد. تا وقتیکه خود را در جسم فیزیکی محبوس کنید و بر این گمان باشید که مجموع جهان هستی٬ همین جهان مادی است٬ در جنبه های مختلف با ناکامی روبرو میشوید.باید از قالب فیزیکی خود فراتر بروید ٬ از موانع رد شوید و در سطحی ژرف تر به خرد و شعور لایتناهی بنگرید.

اگر نگاه بصیر داشته باشید٬ تشویش و نگرانی٬ ترس از مرگ و معضلاتی که اغلب مردم در پیچ و خمهای زندگی با آن مواجه هستند٬ جز خیالی باطل نخواهد بود. در آن صورت اگر به عامل دنیایی دلبستگی عمیق پیدا کنید٬ ضمیر برتر شما به سراغتان می آید و رشته های وابستگی را پاره میکند چندان که به خودتان می گویید:" این کار من بود؟ "
 
با بینش والا می توان توهم و خیال باطلی را که باعث غم و اندوه و خشم و حسد میشود بطور آشکار حس کرد. بنابراین هیچوقت با رویدادهای زندگی در ستیز نیستید چون ضمیر برترتان به شما میگوید که اگر فلان کار به نتیجه نرسد اهمیتی ندارد. اگر دوستان و آشنایان چیزی دارند که شما ندارید مهم نیست٬ چون هرگز نمی توانید چیزی را در تصاحب داشته باشید٬ آنچه میتوانید داشته باشید اوقات اکنون است و آنچه در حال میتوانید انجام دهید٬ زندگی کردن و لذت بردن است.

هرگاه شئ قابل ارتجاعی مثل فنر را تا حدود خاصی بکشید به حالت اولیه باز میگردد٬ اما اگر از محدوده طراحی شده اش بیشتر کشیده شود٬ دیگر حالت اولیه خود را نخواهد داشت. باهمین منطق ذهنی که به افقهای تازه ای وارد شود٬ دیگر هرگز به بعد اولیه خود باز نمیگردد. گستردگی اندیشه انسان تا به آنجا میتواند پیش برود که معجزه ها بیافریند.

بینش آزادی عمل شگرفی را پدید می آورد. دیگر نیازی نمی بینید که دیگران را متقاعد کنید تا همیشه حق را از آن شما بدانند و به جای اینکه با بحث و مشاجره دیگران را به اردوگاه خود فراخوانید٬ این حق را برای آنها قائلید که عقاید خود را اشته باشند و بر آن اصرار ورزند. پس از آنکه به بخش والاتر وجودتان دست پیدا کردید٬ رابطه با خود را انسجام می بخشید و در نتیجه دوستان زیادی که برایتان مهم بودند٬ اهمیت خود را از دست میدهند و فقط به چند دوستی اکتفا می کنید که اگرچه در همه کارها با شما توافق ندارند اما همیشه حامی و پشتیبان شما هستند. در این مرحله عشق و محبت شگفتی نسبت به دیگران احساس می کنید بطوریکه که حتی دشمنان قسم خورده شما از این عشق بی نصیب نخواهند ماند.

هنگامی که به خرد و فرزانگی برتر می پیوندید٬ معرف شما صلح٬ صفا و آرامش درونی است نه پول و ثروت و شغل. در عالم هوشیاری٬ خودپرستی و منیت را واژگون خواهید کرد. مرزهای بین شما و دیگران فرو خواهد ریخت. همه را با خود مرتبط و متصل می یابید و در نتیجه رشته های صمیمیت را با دیگران می گسترانید. بصیرت ٬ هویت شما را تغییر میدهد.

شما عضوی از خانواده بزرگ بشریت به شمار می آیید و همواره این احساس را دارید که همه در یک مسیر گام برمیدارند و تنها تفاوتشان این است که در نقاط مختلف در حرکتند.
بسیاری از اوقات، مردم وقایعی را که ساعتی پیش رخ داده فراموش میکنند و از این بابت نگرانند غافل از اینکه فراموشی میتواند نشانه بصیرت کامل باشد. چون انسان بصیر رویدادهای گذشته را به کلا از دست رفته تلقی میکند و چنان با اوقات حال درگیر است که در ذهنش فضایی برای اندیشیدن به وقایع گذشته باقی نمی ماند.

                                                                                                        وین دایر

2 نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 22:6  توسط سپهری فر  |