تبليغاتX
موفقیت
نوروز آمده است...

سخنِ تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است که هرساله برپا می شود و هرساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید. پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا، هست. مگر نوروز را خود تکرار نمیکنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید.در علم و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده. عقل تکرار را نمی پسندد اما احساس تکرار را دوست دارد. طبیعت تکرار را دوست دارد. جامعه به تکرار نیازمند است. طبیعت را از تکرار ساخته اند. جامعه با تکرار نیرومند میشود، احساس با تکرار جان میگیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن، طبیعت، احساس و جامعه هرسه دست اندرکارند.

نوروز که قرنهای دراز است بر همه جشنهای جهان فخر میفروشد،از آن رو هست که یک قرارداد مصنوعی اجتماعی یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست؛ جشن جهان است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب و جوش شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر آغاز.

جشن های دیگران، غالباً انسانها را ازکارگاهها ، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاقها و زیر سقفها و پشت درهای بسته جمع میکند: کافه ها، کاباره ها، زیرزمین ها، سالنها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گلهای کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و... اما نوروز دست مردم را میگیرد و از زیر سقفها، درهای بسته، فضاهای خفه، لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بی کرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب، لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از:"بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده، پاک"...

نوروز آمده است...

نوروز تجدید خاطره بزرگی است؛ خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هرسال این فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر خویش را از یاد میبرد، با یادآوری وسوسه آمیز نوروز، به دامن وی باز میگردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن میگیرد. فرزند در دامان مادر، خود را باز می یابد و مادر در کنار فرزند، چهره اش از شادی می شکفد، اشک شوق می بارد، فریادهای شادی میکشد، جوان میشود، حیات دوباره میگیرد و دیدار یوسفش بینا و بیدار میشود.

تمدن مصنوعی ما هرچه پیچیده تر و سنگین تر میگردد، نیاز به بازگشت و بازشناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر میکند و بدین گونه است که نوروز، بر خلاف سنت ها که پیر میشوند و فرسوده و گاه بیهوده؛ رو به توانایی میرود و در هر حال، آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد.
نوروز تنها، فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست؛ نیاز ضروری جامعه، خوراک جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر و تحول، گسیختن و زایل شدن، درهم ریختن و از دست رفتن بنا شده است؛ جایی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری، چه چیز میتواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر ارّابه بی رحم زمان _که بر همه چیز میگذرد و له میکند و میرود_ از زوال مصون دارد؟

نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مُغان، در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش، از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند:" نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را هورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند".
چه افسانه زیبایی؛ زیباتر از واقعیت! راستی مگر هرکسی احساس نمیکند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است؟ اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده، مسلّماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلّماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلّماً اوّلین روز بهار، سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن، یعنی نوروز.
بی شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، افتاب در نخستبن نوروز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است.

اسلام که همه رنگهای قومیّت را زدود و سنّتها را دگرگون کرد، نوروز را جلای بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار، از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان مصون داشت. انتخاب علی(ع) به خلافت و وصایت، در غدیرخم، هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی! آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی(ع) و حکومت علی(ع) داشتند، پشتوانه نوروز شد. نوروز که با جان ملّیّت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت؛ سنّت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه ای که در دلهای مردم این سرزمین برپا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و در دوران صفویه، رسماً یک شعار شیعی گردید؛ مملو ازاخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش. آنچنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی، آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز!

و ما در این لحظه، در این نخستین لحظات آغاز آفرینش، نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز بر می افروزیم و در عمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ زده قرون تهی میگذریم و در همه نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما برپا شده است، با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگهایمان می دود، شرکت میکنیم و بدین گونه، بودن خویش را، به عنوان یک ملت، در تندباد ریشه برانداز زمانها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و، خالی از خویش، برده رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کرده است، در این میعادگاهی که همه نسلهای تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند، با آنان پیمان وفا می بندیم و امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم که هرگز نمیریم و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری، ریشه در عمق فرهنگی سرشار از غنا و قداست و جلال دارد و بر پایه اصالت خویش، در رهگذر تاریخ ایستاده است، بر صحیفه عالم ثبت کنیم.


                                                                                                                       کویر (با تلخیص) دکتر شریعتی

       سال نو مبارک!

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 14:56  توسط سپهری فر  | 

فنگ شویی و محل کار

محل دفتر شما پیشاپیش چیزهایی را در مورد آینده کاریتان تعیین میکند و بدین ترتیب، فرصتهایتان برای پیشرفتهای شخصی نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

۱- راهروها و ورودی های محل کار اگر خوش نور باشد جریان انرژی را تشدید میکند. دفترهایی که در انتهای راهروهای باریک و تاریک واقع هستند جای مناسبی نیستند. .ورودی دفتر مدیران حتماً باید وسیع و خوش نور و روشن باشد

۲- هر نوع فعالیتی باید در جای مناسب خود در ساختمان انجام شود. مدیران باید در طبقات بالاتر مستقر شوند تا مدام با جریان انرژی مثبت در تماس باشند.

۳- گلدان گل جلوی مناظره منفی را میگیرد و هم انرژی مثبت را میپراکند، به خصوص در گوشه های تاریک که احتیاج به جریان انرژی دارند.

۴- آیینه ها فضا را بزرگتر جلوه میدهند و باعث میشوند کسی را که وارد میشود به راحتی ببینید.

۵- آیا میزتان روبروی میز کسی قرار دارد؟ در این حالت صندلی بلندتری انتخاب کنید تا موقعیت برتری نسبت به او داشته باشید. این کلکی است قدیمی برای افزایش اعتماد به نفس! صندلیتان باید از صندلی ارباب رجوع بلندتر باشد، باز به همان دلیل!

۶- رنگ و شکل میزتان تأثیرات متفاوتی دارد: میز بزرگ و محکم و تیره رنگ بسیار مناسب معاملات پولی است، میز مربع شکل چوبی سبک مناسب معاملات جدید است و میز سفید یا خاکستری روشن فعالیت و خلاقیت را افزایش میدهد.

۷-نزدیک بودن به لوازم الکترونیکی برای سلامتی مضر است. اگر مدام با کامپیوتر کار میکنید، در این حالت سعی کنید نزدیک کامپیوترتان گیاه طبیعی بگذارید و معجزه اش را ببینید.کامپیوترتان را روی میزی کنار میز کارتان قرار دهید.

۸- زباله جمع کردن در کامپیوتر ممنوع است! هر چند ماه یکبار در کامپیوترتان خانه تکانی کنید، چون هم کامپیوترتان سریعتر عمل میکند و هم ذهنتان راحتتر خواهد بود.

۹- تمیز باشید! یک سیستم بایگانی منطقی برای خود طراحی کنید. توده پوشه ها روی میزتان ظرفیت فکریتان را کاهش میدهد. همه چیز را بر اساس ظرفیت انرژی اش طبقه بندی کنید: گوشه چپ میزتان را به کارهای جدید، ایده ها، بازاریابی و فروشهای تازه اختصاص دهید. گوشه راست میزتان محل نگهداری صورت حسابها، گزارشها و فهرستهاست. وسط میز همیشه باید خلوت و تمیز باشد.

۱۰- اگر محل کارتان در مجتمع تجاری است، سعی کنید میزتان را جایی قرار دهید که کاملاً امن باشد و هرگز پشت به راهرو یا در ورودی ننشینید.

۱۱- یک مجموعه فنگ شویی برای خودتان ترتیب دهید (لیوان محبوبتان، یک گلدان گل و گلهای تازه و عکسهای کسانی که دوستشان دارید) آنها را در محل کارتان بچینید تا انرژی موجود در محیط افزایش یابد و قوه خلاقیتتان به اوج برسد.

۱۲- در اتاق کارتان همیشه باید بسته باشد. در باز راهی است برای ورود آشفتگی.

۱۳- برای انتخاب وسائل تزیینی گوشه های مدور به گوشه های تیز ارجحیت دارند، چون انرژی منفی تولید نمیکنند.اتاقها و قفسه های شلوغ هم مانع جریان انرژی مثبت میشوند و هم رشته افکارتان را پاره میکنند.

۱۴- کابینتها و قفسه ها نباید بیش از حد مرتفع باشند.

۱۵- تابش نور از چراغ مطالعه باعث تمرکز حواس شما میشود. نور چراغ باید ملایم و یکدست باشد. نور دلپذیر، مخصوصاً نوری که از آباژور ساطع میشود بسیار نیروبخش است.

۱۶- در اتاقتان نباید مستقیماً روبروی میز کارتان باز شود چون یورش ناگهانی و مستقیم انرژی ناخوش احوالتان میکند و علاوه بر آن همه میتوانند شما را ببینند.

۱۷- همه چیز باید تحت کنترل شما باشد. در صورت امکان میزتان را در گوشه اتاق قرار دهید به گونه ای که پشتتان به دیوار باشد.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 1:49  توسط سپهری فر  |